18 تير امسال علاوه بر يادآوري خاطرات تلخ كوي دانشگاه ، سالگرد يك اتفاق مهم ديگر هم هست : انحلال سازمان مديريت ( نهادی که روزگاری مستقل و ناظر بر اجرای بودجه و قراردادهای پیمانکاری بود ) و پايان برنامه ريزي سيستماتيك در اقتصاد ايران .
هر چند كه به طور رسمي یک سال از انحلال سازمان مدیریت و برنامه ریزی گذشته ، اما در واقع سه سال است ( از ابتداي روي كار آمدن دولت نهم ) که اين سازمان منحل شده و توجه نكردن به نظرات کارشناسی اين سازمان را شاهد بوده ایم. در واقع شخص رئيس جمهور به جاي بدنه كارشناسي سازمان مديريت در مركز و استانها به سفرهاي استاني رفته ، بودجه هاي ساليانه را تنظيم كرده ( وي در هنگام ارائه بودجه امسال به مجلس گفت شخصا 100 ساعت براي تنظيم اين بودجه وقت گذاشته است ) ، بر پيشرفت پروژه هاي عمراني نظارت كرده ، طرح تحول اقتصادي ارائه كرده ، شوراي تدوين برنامه پنجم اسلامي تشكيل داده و …طي اين مدت نظارت بر نحوه مخارج جاری و عمرانی دولت و اجرای برنامه چهارم با کمترین مشارکت کارشناسی سازمان مديريت همراه بوده است. سازمان مديريت استانها هم از حالت مغز متفكر دولت براي تنظیم مخارج دولت و بودجه و از یک دستگاه ناظر کارشناسی، به یک نهاد سیاسی و کارگزار تصمیم گیری های سیاسی استاندارها تبديل شده و به جای آنکه کنترل کننده مخارج ابزارهای پولی و مالی و عملکرد مدیران سیاسی باشد زیر نظر استانداری ها اداره می شود.
روزي آقاي خاتمي در ديدار با كارشناسان سازمان مديريت ، اين سازمان را به مغز ( نهاد تصميم ساز ) و قلب ( نهاد تزريق كننده پول و اعتبار به ساير دستگاهها ) بدنه دولت تشبيه كرده بود ، اما اكنون دولت نهم با دست خود ، خود را دچار مرگ مغزي و سكته قلبي كرده است ، نتيجه آن هم كه واضح است ، وضعيتي آشفته تر از اين در اقتصاد ايران با اين حجم از درآمدهاي نفتي سراغ داريد .
July 8, 2008
به بهانه سالگرد انحلال نهاد برنامه ريزي در ايران:وضعيتي آشفته تر از اين در اقتصاد با اين حجم از درآمدهاي نفتي سراغ داريد
Posted by woodpecker2 under UncategorizedLeave a Comment